آشنایی با اندیشه های “نیکولاس مالبرانش” کشیش و فیلسوف مشهور “خدا محور- Occasionalism” فرانسوی.

چکیده :

نیکولا مالبرانش( Nicolas Malebranche)  کشیش و فیلسوف مشهور خدا محور “Occasionalism”در سال ١۶٣٨ در پاریس متولد شد.محققان فلسفه غرب فلسفه مالبرانش را فلسفه‌ای خدا محور توصیف و به نوعی او را یک متاله مسیحی قلمداد می‌کنند. در بحثی تطبیقی نیز باید گفت میان اندیشه‌های او و نظریه «کسب» متکلمان اشعری در زمینه رابطه خدا و انسان و طبیعت، شباهت زیادی وجود دارد و حتی احتمال داده شده است که مالبرانش این نظریه را عینا از «اشاعره» کسب کرده باشد.

کلید واژگان : نیکولامالبرانش، فلسفه خدامحور ،اشاعره ، نظریه ی کسب .

“نیکولاس مالبرانش”(۱۷۱۵-۱۶۸۳ م) فیلسوف الهی و دکارت گرای فرانسوی، یکی از فیلسوفان عقل گرا به شمار می آید. به نظر او ریاضیات بهترین وسیله ی پرورش ذهن است و حساب و جبر ،اساس همه ی علوم دیگر هستند…زیرا هیچ راهی بهتر از حساب و بیش از همه جبر ، برای استفاده ی درست از قوای ذهنی نمی باشند.
محققان فلسفه ی غرب، فلسفه ی مالبرانش را فلسفه ی خدا محور- Occasionalism توصیف کرده و به نوعی او را یک متاله مسیحی به شمار می آورند. مالبرانش در همه جا و همه چیز ،علت حقیقی را خداوند می داند و علل دیگر را “علل موقعی” می خواند و با این کار، از هر چیز دیگری بجز خداوند نفی تاثیر و علیت می کند. علل موقعی به این معنا است که وقتی ما به عنوان مثال اراده می کنیم که بازوی خود را حرکت دهیم، این ما نیستیم که بازوی خود را حرکت می دهیم؛بلکه خداوند است که آن را به حرکت درمی آورد. و به نظر می رسد که مالبرانش این نظریه را از “اشاعره” اسلامی وام گرفته است.
دکتر قاسم کاکایی می گوید”: خدامحوری مالبرانش از او دو چهره متفاوت را به چالش می کشد. نخست،مالبرانش اشعری مشرب و دیگری مالبرانش عرفانی مشرب. در بعد کلامی، او خداوند را علت همه چیز می داند و هیچ اختیاری برای انسان قایل نیست. اما هنگامی که همین تفکرات اشعری وار او با عرفان مسیحی عجین می گردد، خدای او خدایی مهربان می گردد که خنده بر لبانش ظاهر می گردد. همچنین مفهوم محبت و دوست داشتن و عشق ،شالوده ی اساسی تفکرات او می گردد. او باور داشت که انسان باید بیش از هر چیز ،خداوند را محبوب خود قرار داده و دوست داشته باشد و بهتر است انسان، دیگران، همسایگان و اطرافیان را به اندازه ی خود دوست داشته باشد.
به زعم مالبرانش انسان به طور طبیعی فقط برای خویشتن ،طالب نفع و خیر بوده اما با امداد غیبی و تکیه گاه ماورایی می تواند به این فهم که نفع و خیر واقعی فقط در خدا وجود دارد، دست یابد. و تنها با شناخت کافی می توان بر خود دوستی تنگ نظرانه و مضر غلبه نمود. و فرجام سخن آنکه، مالبرانش باور داشت که علت اساسی بدبختی انسان ها خطا است و بدی های موجود در جهان، نتیجه ی آن است. و تنها با پرهیز از خطا می توان به سعادت حقیقی امید داشت.
بن مایه ها:
روزنامه رسالت ۶ مهر ۱۳۹۰
همشهری آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 2 =